فخر الدين الاسفرايني النيشابوري

مقدمه 42

شرح كتاب النجاة لابن سينا ( قسم الالهيات )

خراسان - واز آنجا به گرگان روم ، وآهنگ أمير قابوس را داشتم ، ودرين ميان پيش آمد كه قابوس را گرفتند ودر يكى از دژها زندانى كردند ودر آنجا درگذشت . سپس به دهستان رفتم ودر آنجا بيمار شدم وبه گرگان بازگشتم ودر آنجا أبو عبيد جوزجانى به من پيوست ودر آنجا قصيده‌اى دربارهء خويشتن گفتم كه در آنى اين بيت را سروده‌ام ( كامل ) : لما عظمت فليس مصر واسعى * لما غلا ثمني عدمت المشترى تكملهء أبو عبيد جوزجانى : اين است آنچه شيخ به زبان خود براي من آورده است واز اين پس من به أحوال أو گواهى مىدهم : در گرگان مردى بود كه أو را أبو محمد شيرازي مىگفتند ودوستدار اين دانش‌ها بود ، ووى در همسايگى خود براي شيخ سرايى خريد ودر آنجا فرود آوردش ، ومن هر روز با أو آميزشى داشتم ومجسطى مىخواندم ومنطق را مىگفت ، مىنوشتم ومختصر الأوسط در منطق را بر من املا كرد وكتاب المبدأ والمعاد وكتاب الارصاد الكلية را براي أبو محمد شيرازي گرد آورد ، ودر آنجا كتاب‌هاى بسيار گرد آورد ، مانند أول قانون ومختصر المجسطى وبسيارى از رسايل . سپس در سرزمين جبل بازماندهء كتاب‌هاى خود را گرد آورد ، واين فهرست كتاب‌هاى اوست : كتاب المجموع يك مجلد ، الحاصل والمحصول بيست مجلد ، الانصاف